بسم رب الحسنین(ع)

سلام به همه ی کسایی که شاید این جا رو می بینن و شاید هم کسی نبینه که خیلی هم مهم نیست :)

6 ماه از دانشگاه رفتن ما گذشت. یک ترم کامل رو پشت سر گذاشتم . سال 96 که سال خوبی برای من بود هم تموم شد . هر چند در جاهای بسیاری از سال 96 بد عمل کردم ولی شیرینی موفقیت کنکور به لطف الهی و دانشگاه تهرانی شدن و بچه فنی شدن خیلی زیاد بود و چسبید.

ترم اول گذشت...

سریع تر از چیزی که فکرش رو می کردم. چه قدر وقت آزاد داشتم که سوزوندمش و متاسفانه هنوز هم دارم وقتای آزادم رو می سوزونم.

کاش می شد به هدفم بهتر ایمان داشته باشم. کاش می شد بهتر به دنیا نگاه کنم. کاش می شد جامع تر زندگی رو بفهمم. کاش می شد از زاویه دید دوستانِ خدا دنیا رو ببینم. کاش توی سال جدید در یک جمله : " آدم باشم" .

کاش این بحث رابطه ی نشاط و دینداری استاد پناهیان رو زودتر تموم کنم و واقعا بتونم با دینداری اون نشاط جداکثری رو برای روح خودم فراهم کنم. من خیلی چیزا تجربه کردم و خیلیا رو دیدم که خیلی عیش و نوشای بهتر رو تجربه کردند ولی اینا نشاط لازم برای زندگی رو نمی ده به آدم. نشاطی که نیرو محرکه ی موتور روح و جسم توئه و می تونه تو رو بر سخت ترین کارها فائق بیاره.

اگه روم رو برگردونم و سمت خدا حرکت کنم همه چیز درست میشه ان شا الله.

امتحانای میانترم هم نزدیکه. تلاشی نکردم متاسفانه در طول ترم تا به اینجا . فقط امیدم به خداست. ایشالا به مدد امیرالمومنین(ع) این دو هفته رو با قدرت بخونم که برم برای نمراتی عالی توی میانترم.

شرح قصه ی کربلا و راهیان عید هم بماند ...

شکر خدا را که در پناه حسینم

عالم از این خوب تر پناهی ندارد