روزنوشت های یک کنکوری سابق

رتبه 345 کنکور سراسری

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تهران» ثبت شده است

دانشکده فنی دانشگاه تهران

بسم رب الحسنین(ع)

سلام خدمت رفقای اندک خودم در این وبلاگ. امیدوارم خوب باشید. اربعین نزدیکه امیدوارم زودتر آماده بشید برای سفر معراجِ عشقِ حسین(ع). 
توی این فرصت می خوام حرفا و حس هایی که از این موجودِ کبیر و دوست داشتنی یعنی دانشکده ی فنی دانشگاه تهران دارم بنویسم. دانشکده ی فنی خیلی قدیمیه. خیلی خیلی. حدود 83 سال قدمت داره و میشه گفت چندین نسل از بهترین مهندسین و مدیران و اساتید کشور رو تربیت کرده. وقتی داخل دانشکده قدم می زنی احساس می کنی پا جای پای بزرگانِ کشورت میذاری. میتونی بری کلاسی که شهید چمران توی اون تدریس داشته و صندلیِ ایشون (که هنوز عوض نشده) رو ببینید. یا مثلا دکتر قالیبافان در رشته ی خودمون که قطعا از بزرگترین مهندسان عمران قرن بودند هیئت علمی این دانشکده بودند. یا پروفسور حسابی که مدت ها رئیس دانشکده بودند. 
یکی دیگر از حس های خوبی که دارم اینه که وقتی توی دانشکده قدم می زنم می بینم که من هم می تونم از این دانشکده به بزرگترین اهداف خودم برسم و خیلی بستر خوبیه برای پیشرفت.
یک ویژگی خوب دانشکده این همه فضای خوب در اطرافشه. یکی از اصلی ترین و بهترین مکان ها مسجد دانشگاس که یک معماری منحصر به فرد و آرام بخش داره. بعد از مسجد هم میشه خیلی اسم دیگه برد.  از جلوی فنی (جلوف) تا نزدیک جلوی فنی (نجف) و ریور ساید و ... بگیر تا بعد بوفه ی فنی و بوفه ایرج و زیرج. هر کدوم از اینها توانایی این رو دارند تا بهترین خاطرات عمر آدم رو بسازند.
حالا یک سال دیگه بره جلوتر درباره ی انتخاب بین تهران و شریف حتما می نویسم ولی واقعا واقعا فکر نمی کنم اگه الان عمران شریف می خوندم تا این اندازه سر زنده می بودم. خوشحالم از این که دانشگاه تهرانی ام :)
۰۵ آبان ۹۶ ، ۲۱:۵۸ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
علی مصلح

پیش به سوی تهران

بسم رب الحسنین(ع)

سلام به شمایی که لطف کردی و به من سر زدی و داری میخونی. دارم وسایلم رو جمع و جور میکنم که امروز بعد از ظهر حرکت کنیم به سمت تهران و کم کم آماده ی دانشجو شدن بشیم.واقعا یک مخلوطی از حس های مختلف رو در خودم احساس می کنم. 

اولیش حس دلتنگی برای خونه و خانوادست که امیدوارم هر چه زودتر عادت کنم به شرایط چون آدم باید دل کندن رو یاد بگیره حتی اگر خیلی سخت باشه. 

دومین حسی که شدیدا دارم حس کنجکاویه. دانشگاه چیه؟ روابط استاد و دانشجو چجوریه؟ جو چجوریه؟ و تعداد زیادی سوال دیگه ( البته این سوالا یک istj مثل من رو واقعا اذیت می کنه چون آدمایی با این تیپ شخصیتی باید همه چیز رو از قبل برنامه ریزی کنن). 

سومین حسی که کم رنگ تر از 2 تای دیگست احساس بزرگتر شدن و کمی استقلال یافتنه. حس خوبیه ولی نباید آدم رو جوگیر کنه :) 

حس چهارم حس نیاز به دوست و رفیقه. دوستای مدرسه که همه رفتن شریف و امیرکبیر؛ دوستای مسجد هم که توی اراک و اصفهان پخش شدند. من هستم و خودم. حالا آدم خوب و درست از کجا پیدا کنم رو دیگه نمی دونم و امیدوارم خدا مثل دبیرستان آدمای خوب و سالم رو سر راهم قرار بده. 

حس پنجم هم که تنبلیه و همیشه اول پاییز هست و در طول سال هم جریان داره :(

امیدوارم زود همه چیز درست بشه و با شرایط وفق پیدا کنم. دعاتون میکنم. دعام کنید.

خدایا فقط خودت.

یا علی


۲۸ شهریور ۹۶ ، ۱۲:۱۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
علی مصلح