بسم رب الحسنین(ع).

یاری از یاران حسین(ع) به قافله ی شهدای عشق ملحق شد. عجیب است... صحنه همان صحنه... حق همان حق... شمر همان شمر... وای بر امثالِ مایی که با وجودِ روشنیِ صحنه و تَکرار تاریخ باز هم نتوانیم راه را بشناسیم... شهید حججی به حاجتش رسید و در آستانه ذی الحجه احرامِ عشقِ حسین(ع) بست و راهی عرشِ خدا شد...

عکست را که می بینیم صلابتت دلمان را قرص می کند به این که هنوز مردانی از جنس دفاع مقدس هستند با غیرتِ علوی. حتی در مواجهه با دشمن سفاک و وحشی نیز نشانه ای از ترس و دلهره در چشمانت نیست. راستی ای مردِ بزرگ؛ با قاتلت چه کردی که اضطراب در چشم های شقاوت بارش به حد اعلی رسیده؟ چگونه توانستی روحش را تسخیر کنی؟ شاید نگاهی از جنسِ نگاهِ عباس(ع) در دلش نفوذ کرده و تنش را به رعشه انداخته...

مرد؛ امیدوارم سلفیِ حقارتِ شان را ندیده باشی و مثل عموم مردم قلبِ بزرگت به درد نیامده باشد. امیدوارم دیگر این حرکات #تَکرار نشود تا پا روی خونت نگذارند. کاش مردانی در مجلس و دولت و ... داشتیم از جنسِ مردانگی ات تا حقیرانه ملت ایران را کوچک نمی کردند. 

عکسی که از سیمایِ منوّرت آفاق را درنوردید، روضه ای بود. هم خیمه بود؛ هم خنجر؛ هم شمر؛ هم مرد. دلمان گرم شد وقتی فهمیدیم مادرت شاهد نبود لحظه ی سر بریدنت را...